شهرادشهراد، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 16 روز سن داره

شهراد پادشاه جوانمرد

شهراد به کلاس اول میرود

1398/7/10 20:20
نویسنده : ماه مهربان
1,350 بازدید
اشتراک گذاری

شهراد جان کلاس اولی میشود...

شکر خدای بزرگ که نعمت و رحمت خودش رو بر ما تمام کرد و ما رو لایق داشتن چنبن فرشته ای دانست.

خداروشکر شهراد جان دقیقا مثل روزای اول ورود به  پیش دبستانی، لحظه شماری میکرد که کلاس اولی بشه و با انرژی و اشتیاق فراوان با آغوش باز پذیرای دوستای قدیمی و دوستای جدید و معلم مهربونش بود.

به خاطر رضایت کاملی که از مدرسه شهراد جان داشتیم ، تصمیم گرفتیم شهرادم کلاس اول رو هم توی همین مدرسه و درکنار کادر فوق العاده عالی و دلسوز تجربه کنه
روز ۳۱ شهریور شهراد جان به جشن شکوفه ها دعوت شد و در کنار دوستای قدیمی که حسااابی دلتنگ هم بودن شادی کردن و ورود دوباره به مدرسه رو جشن گرفتن.

نازنینم ،روز اول مدرسه من و بابا مهدی شما رو تا مدرسه همراهی کردیم و خداروشکر مثل همیشه همه چیز عالی پیش رفت و ما خوشحال و شاکر  برای داشتن چنین دسته گلی ، این روز رو تبدیل کردیم به یه خاطره خوووب ،  جشن کوچیک خانوادگی گرفتیم و یه   ناهار عالی تو فضای دلچسب رستوران آبی لذت اون روز رو کامل تر کرد.(البته با برنامه ریزی بابا مهدی جان)
عکسها و فیلمهاش به رسم‌یادگاری برای عزیز دلم ثبت و ضبط شده.

انشالله در آینده از دیدنشون لذت ببری و بدونی که من و بابا مهدی عزیز همیشه و همبشه به وجودت بی نظیر و نابت افتخار میکنیم و سپاس گذار درگاه حق هستیم. 

به امید آینده روشن و موفقیت های روزافزون در کنار امنیت و آرامش و سلامتی برای همه فرزندان سرزمینم.

 

 

 

یه ناهار حسااابی توی رستوران آبی...

 

 
یه رویداد بسیار شیرین مهرماهی اینکه شهراد جان در کنسرت تکنوازی آموزشگاه موسیقی شرکت کرد و یه اجرای بسیااار دلنشین و شیرین داشت
که بسیااار بسسیاااارمورد استقبال مربی عزیز و کادر آموزشگاه و تماشاچی ها و البته مورد عشق  و کیییف و لذت فرااااوان من و بابامهدی قرار گرفت

به عنوان اولین تجربه اجرا  عاااالی بودی عزززیز دل نمیدونی چه قنندی در دل ما آب کردی و نمیدونی ما از دیدن این صحنه چقدرررر بررای داشتنت خدا رو شکر کردیم و باز هم بارها و بارها شکر و سپاس بی انتهاااا از خالق زیبایی ها برای دیدن این روزها...




یه روز تعطیل و دوچرخه سواری شهراد جان به همراه خاله جونش





و این هم عکسای شهراد جان که خانوم اسماعیلی عزیز زحمت کشیدن ، از شهراد جان و همکلاسیهای کوچولوش داخل کلاس انداختن

سورپرایز نشانه  د
جشن آب

زنگ ورزش


کلاس شیرین مونته سوری









تو قلب منی که بیرون از بدنم میتپه
با حضور تو توی زندگیم و صد البته با وجود مهدی عزیزم بیشتر و بیشتر خدای مهربانم رو به خودم نزدیکتر میبینم و این معجزه عشقه و معجزه خانوادس
چرا که با وجودتون هر روز و هر روز به خودم یادآوری میکنم که من چقدر خوشبختم که یکی از دلایلش قطعا حضور شما دوعزیز توی زندگیمه
و بازهم بارها و بارها خداروشکر میکنم برای تماااااام نعمات و برکات و زیبایی ها و نشاط و سلامتی و ثروت و همه و همه آنچه که در مسیر زندگی من قرار گرفت و هر آنچه که قرار نگرفت

این روزها به بهترین شکل خودش داره سپری میشه و من لحظه به لحظه شاهد پیشرفت و باسواد شدن و بزرگ شدن و تجربه و کسب کردن دردانه پسرم هستم
خدای من سپاس برای تمام این روزها



❤
ناااازنینم حالا که این قسمت متن رو به این‌پست اضافه میکنم ۱۲ اردیبهشت ماه هست (روز معلم)میخواستم بدانی تو بهترین و لایق ترین و عاشق ترین و مهربان ترین معلم دنیا را داری
یک‌انسان ناب و بی نظیر
همونی که همیشه آرزو میکردم که توی مسیر زندگیت قرار بگیره
از خدای بزرگ‌میخوام تمااام معلمهایی که در آینده قراره روشن گر راه زندگیت باشن و ازشون کلی مطالب ارزنده و مفید و البته درس انسانسیت یاد بگیری
این چنین باشن
و بازم هزاران بارمیگم
خدایا شکرت
❤

پسندها (4)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)


25 مهر 98 17:22
موفق باشی شهراد جان💙